نسرین یوسفی
جستجو برای:
  • خدمات
  • درباره من
  • وبلاگ
  • مقالات
  • رویدادها
  • تماس با ما
  • حساب کاربری
لوگو نسرین یوسفی
  • خدمات
  • درباره من
  • وبلاگ
  • مقالات
  • رویدادها
  • تماس با ما
  • حساب کاربری
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید

وبلاگ

نسرین یوسفی > وبلاگ > مقالات > استرس دست‌دوم در محیط کار

استرس دست‌دوم در محیط کار

28 اردیبهشت 1405
ارسال شده توسط یوسفی نسرین
مقالات


استرس معمولاً به عنوان یک تجربه فردی در نظر گرفته می‌شود؛ یعنی تصور می‌کنیم هر فرد در محیط کارش به دلیل حجم مسئولیت­ها، فشار زمانی، تعارض با مدیر یا نگرانی‌های شغلی دچار استرس می‌شود. اما واقعیت پیچیده‌تر از این است. در محیط‌های سازمانی، استرس اغلب ماهیتی اجتماعی دارد و می‌تواند از فردی به فرد دیگر منتقل شود. این پدیده در روان‌شناسی با عنوان «استرس دست‌دوم» یا «انتقال استرس» شناخته می‌شود. به بیان ساده، استرس دست‌دوم زمانی رخ می‌دهد که فرد مستقیماً در معرض عامل استرس‌زا قرار ندارد، اما به دلیل تعامل نزدیک با فردی که تحت فشار روانی قرار دارد، دچار تنش و اضطراب می‌شود.

از نظر روان‌شناسی صنعتی و سازمانی، این پدیده اهمیت زیادی دارد، زیرا بسیاری از مشکلات روانی در سازمان‌ها تنها نتیجه شرایط کاری نیستند، بلکه محصول تعاملات انسانی افراد در محیط کار هستند. هنگامی که یک مدیر مضطرب، یک همکار دائماً نگران یا یک تیم تحت فشار شدید قرار دارد، این حالت روانی به‌طور ناخودآگاه به دیگران منتقل می‌شود. در نتیجه، حتی افرادی که مستقیماً درگیر مشکل نیستند هم ممکن است احساس فشار روانی کنند. برای درک بهتر این پدیده، ابتدا به مفهوم انتقال هیجانی می­پردازیم.

در روان‌شناسی اجتماعی مفهومی به نام «سرایت هیجانی» مطرح می­شود. این مفهوم به این معناست که هیجانات افراد می‌توانند از طریق تعاملات اجتماعی به دیگران منتقل شوند. وقتی فردی در محیط کار بسیار مضطرب، عصبانی یا نگران است، سایر افراد حاضر در آن محیط نیز به تدریج همان هیجان را تجربه می‌کنند. این انتقال معمولاً آگاهانه نیست و افراد متوجه نمی‌شوند که حالت روانی آن‌ها تحت تأثیر دیگران قرار گرفته است.
تصور کنید در یک شرکت، مدیر واحد به دلیل فشارهای مدیریتی بسیار مضطرب است. او مرتب درباره مشکلات پروژه صحبت می‌کند، نگرانی خود را در جلسات ابراز می‌کند و دائماً از احتمال شکست پروژه حرف می‌زند. در چنین شرایطی ممکن است کارکنان آن واحد حتی قبل از آنکه مشکل واقعی در کارشان ایجاد شود، احساس نگرانی و تنش کنند. در واقع آن‌ها استرس مدیر را تجربه می‌کنند و الزاماً استرس ناشی از کار خودشان نیست. این نمونه ساده نشان می‌دهد که چگونه اضطراب یک فرد می‌تواند به فضای روانی کل تیم منتقل شود.

یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال استرس در محیط کار، ارتباطات کلامی است. افراد وقتی تحت فشار هستند معمولاً درباره مشکلات، نگرانی‌ها و پیش‌بینی‌های منفی خود با دیگران صحبت می‌کنند. اگر این نوع گفتگوها به‌طور مکرر در محیط کار رخ دهد، به تدریج فضای ذهنی کارکنان به سمت نگرانی و بدبینی حرکت می‌کند.
برای مثال، در برخی سازمان‌ها کارکنان به­طورمرتب درباره احتمال تعدیل نیرو، مشکلات مالی شرکت یا نارضایتی مدیران صحبت می‌کنند. حتی اگر این نگرانی‌ها دقیق یا واقعی نباشند، تکرار آن‌ها می‌تواند باعث ایجاد نوعی اضطراب جمعی شود. در چنین شرایطی افراد ممکن است بدون داشتن اطلاعات دقیق، احساس ناامنی شغلی کنند. این حالت نمونه‌ای از استرس دست‌دوم است، زیرا فرد مستقیماً با تهدید واقعی مواجه نشده، اما تحت تأثیر نگرانی دیگران قرار گرفته است.

مسیر دیگر انتقال استرس، نشانه‌های غیرکلامی است. انسان‌ها به طور طبیعی نسبت به حالت‌های هیجانی دیگران حساس هستند. لحن صدا، حالت چهره، زبان بدن و حتی سرعت صحبت کردن می‌تواند پیام‌های هیجانی را منتقل کند. وقتی فردی در محیط کار دائماً مضطرب، بی‌قرار یا خشمگین به نظر می‌رسد، این حالت‌ها به دیگران نیز منتقل می‌شود.

فرض کنید در یک تیم کاری، یکی از اعضا دائماً با چهره‌ای نگران و عصبی کار می‌کند، مرتب نفس عمیق می‌کشد، با عجله تایپ می‌کند و از کمبود زمان صحبت می‌کند. حتی اگر دیگر اعضای تیم کارهای چندان سنگینی نداشته باشند، مشاهده مداوم این رفتارها می‌تواند آن‌ها را نیز در حالت آماده‌باش روانی قرار دهد.

بدن انسان به طور ناخودآگاه نسبت به نشانه‌های استرس دیگران واکنش نشان می‌دهد.


یکی از مهم‌ترین منابع استرس دست‌دوم در محیط کار، مدیران هستند. مدیران نقش مهمی در شکل دادن به فضای هیجانی سازمان دارند. اگر مدیران بتوانند آرامش، ثبات و اعتماد به نفس را منتقل کنند، کارکنان نیز احساس امنیت بیشتری خواهند داشت. اما اگر دائماً مضطرب، بدبین یا خشمگین باشند، این حالت به سرعت در کل تیم منتشر می‌شود. به عنوان مثال، مدیری را تصور کنید که در جلسات کاری مرتب درباره اشتباهات کارکنان صحبت می‌کند، از پیامدهای منفی شکست پروژه می‌گوید و به‌طور مداوم بر خطرات احتمالی تأکید می‌کند. حتی اگر هدف او افزایش دقت کارکنان باشد، نتیجه ممکن است افزایش اضطراب جمعی در تیم باشد. در چنین فضایی، کارکنان به جای تمرکز بر انجام کار، بیشتر نگران اشتباه کردن خواهند بود.

در برخی موارد، استرس دست‌دوم از طریق همکاران نزدیک هم منتقل می‌شود. افرادی که در یک تیم یا یک اتاق کار می‌کنند، معمولاً تعاملات زیادی با یکدیگر دارند. اگر یکی از اعضای تیم دائماً تحت فشار باشد، این حالت می‌تواند به دیگران هم منتقل شود. تصور کنید یکی از کارکنان به دلیل مشکلات شخصی یا فشار کاری بسیار مضطرب است و مرتب درباره مشکلات خود با همکاران صحبت می‌کند. همکاران در ابتدا ممکن است صرفاً شنونده باشند، اما به مرور زمان ممکن است همان احساس نگرانی را تجربه کنند. این اتفاق به ویژه در تیم‌هایی رخ می‌دهد که روابط صمیمی دارند و اعضا نسبت به یکدیگر همدلی بالایی نشان می‌دهند.

نکته مهم این است که همدلی، اگرچه یک ویژگی مثبت در روابط کاری است، اما در برخی شرایط می‌تواند باعث انتقال استرس شود. وقتی فردی با مشکلات همکار خود بیش از حد درگیر می‌شود، ممکن است فشار روانی او را نیز تجربه کند.

استرس دست‌دوم می‌تواند پیامدهای متعددی برای افراد و سازمان‌ها داشته باشد. یکی از مهم‌ترین پیامدهای آن کاهش تمرکز و کارایی است. وقتی افراد تحت تأثیر استرس دیگران قرار می‌گیرند، ذهن آن‌ها بیشتر درگیر نگرانی و پیش‌بینی‌های منفی می‌شود. در نتیجه توانایی تمرکز بر وظایف کاری کاهش می‌یابد. در تیمی که دائماً درباره مشکلات پروژه یا احتمال شکست صحبت می‌شود، کارکنان ممکن است بیشتر وقت خود را صرف بحث درباره مشکلات کنند تا اینکه واقعا آن­ها را حل کنند. این وضعیت می‌تواند بهره‌وری تیم را کاهش دهد.

پیامد دیگر استرس دست‌دوم، افزایش فرسودگی شغلی است. فرسودگی شغلی معمولاً زمانی رخ می‌دهد که افراد برای مدت طولانی تحت فشار روانی قرار داشته باشند. اگر کارکنان علاوه بر استرس شخصی خود، استرس دیگران را هم تجربه کنند، احتمال فرسودگی آن‌ها افزایش می‌یابد. کارکنانی که در بخش‌های پرتنش مانند خدمات مشتریان، درمان یا مدیریت بحران کار می‌کنند، اغلب علاوه بر فشار کاری خود، با استرس همکاران و مراجعان نیز مواجه هستند. این ترکیب می‌تواند به سرعت سطح خستگی روانی آن‌ها را افزایش دهد.

از نظر سازمانی، استرس دست‌دوم می‌تواند به شکل‌گیری فرهنگ اضطراب در سازمان منجر شود. در چنین فرهنگی، نگرانی، بدبینی و انتظار وقوع مشکلات به بخشی از فضای روزمره کار تبدیل می‌شود. کارکنان ممکن است دائماً احساس کنند که اتفاق منفی در راه است، حتی اگر شرایط واقعی چندان بحرانی نباشد.
این نوع فرهنگ سازمانی معمولاً با کاهش خلاقیت، افزایش اشتباهات کاری و کاهش رضایت شغلی همراه است. وقتی کارکنان دائماً در حال تجربه استرس قرار دارند، ذهن آن‌ها قادر به تفکر خلاق یا حل مسئله نیست.


با توجه به این پیامدها، مدیریت استرس دست‌دوم در محیط کار اهمیت زیادی دارد. اولین گام در این مسیر افزایش آگاهی است. بسیاری از افراد نمی‌دانند که احساس استرس آن‌ها ممکن است نتیجه انتقال هیجانی از دیگران باشد. وقتی افراد این پدیده را بشناسند، بهتر می‌توانند مرزهای روانی خود را حفظ کنند.
گام دوم تقویت مهارت‌های ارتباطی در سازمان است. مدیران و کارکنان باید یاد بگیرند چگونه درباره مشکلات صحبت کنند بدون آنکه فضای اضطراب­آور ایجاد کنند. برای مثال به جای تمرکز بر خطرات و مشکلات، می‌توان درباره راه‌حل‌ها و اقدامات عملی نیز صحبت کرد.

گام سوم ایجاد فرهنگ حمایت روانی در سازمان است. سازمان‌هایی که به سلامت روان کارکنان اهمیت می‌دهند معمولاً برنامه‌هایی برای مدیریت استرس، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای و تقویت تاب‌آوری دارند. این برنامه‌ها می‌توانند به کارکنان کمک کنند تا در برابر فشارهای روانی مقاومت بیشتری داشته باشند.

در نهایت، باید به نقش فردی کارکنان نیز توجه کرد. هر فرد می‌تواند با تقویت مهارت‌هایی مانند تنظیم هیجان، مدیریت استرس و تعیین مرزهای روانی، از خود در برابر انتقال استرس محافظت کند. برای مثال اگر فرد متوجه شود که گفتگوهای مکرر درباره نگرانی‌ها باعث افزایش اضطراب او می‌شود، می‌تواند زمان یا میزان مشارکت خود در این گفتگوها را محدود کند.

به طور کلی، استرس دست‌دوم نشان می‌دهد که سلامت روان در محیط کار یک پدیده جمعی است. حالت‌های هیجانی افراد تنها به خود آن‌ها محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند به کل فضای سازمان منتقل شود. به همین دلیل مدیریت استرس در سازمان‌ها تنها به کاهش فشار کاری محدود نمی‌شود، بلکه شامل مدیریت روابط انسانی و فضای هیجانی تیم‌ها نیز هست.

جمع بندی

بسیاری از فشارهای روانی که کارکنان تجربه می‌کنند فقط ناشی از حجم کار یا سختی وظایف نیست. بخش قابل توجهی از این فشارها از فضای روانی محیط کار می‌آید؛ از نگرانی‌هایی که در راهروها منتقل می‌شود، از مدیر مضطربی که ناخواسته اضطراب را به تیم منتقل می‌کند، از همکارانی که هر روز درباره بحران‌ها، شکست‌ها و ناامنی‌های شغلی صحبت می‌کنند. به همین دلیل گاهی افراد می‌گویند: «نمی‌دونم چرا اینقدر خسته‌ام؛ کارم آنقدر هم سنگین نیست.» در بسیاری از موارد پاسخ در همین پدیده نهفته است؛ استرسی که مستقیماً متعلق به ما نیست، اما در فضای کار به ما منتقل شده است.

مشکل اینجاست که وقتی این نوع استرس در یک سازمان شناخته نشود، به‌تدریج به بخشی از فرهنگ محیط کار تبدیل می‌شود. افراد بی‌آنکه متوجه باشند، اضطراب را به یکدیگر منتقل می‌کنند. مدیران ناخواسته فشار روانی را به تیم انتقال می‌دهند، تیم‌ها به جای انرژی گرفتن از یکدیگر، خسته‌تر می‌شوند و در نهایت سازمانی شکل می‌گیرد که در آن افراد دائماً در حالت تنش و فرسودگی قرار دارند.

خبر خوب این است که این وضعیت قابل تغییر است. تجربه سال‌ها کار در حوزه روان‌شناسی صنعتی و سازمانی نشان می‌دهد که وقتی مدیران و کارکنان سازوکارهای پنهان استرس در محیط کار را بشناسند، می‌توانند فضای روانی سازمان را به شکل چشمگیری تغییر دهند. بسیاری از تعارض‌ها، فرسودگی‌ها و بی‌انگیزگی‌هایی که در سازمان‌ها دیده می‌شود، با مداخلات درست و علمی قابل اصلاح است.

گاهی یک گفت‌وگوی حرفه‌ای می‌تواند ریشه فشارهای پنهان در محیط کار را آشکار کند؛ فشارهایی که شاید ماه‌ها یا حتی سال‌ها بدون تشخیص باقی مانده‌اند. اگر هنگام خواندن این مطلب احساس کردید بخشی از آن دقیقاً وضعیت محیط کار شما را توصیف می‌کند، زمان آن رسیده که این موضوع را جدی‌تر بررسی کنید.
در چنین شرایطی یک جلسه مشاوره تخصصی می‌تواند کمک کند تا وضعیت روانی محیط کار شما دقیق‌تر تحلیل شود، الگوهای پنهان استرس شناسایی شوند و راهکارهای عملی برای بهبود فضای سازمانی طراحی شود. بسیاری از مدیران و تیم‌هایی که چنین جلساتی را تجربه کرده‌اند، متوجه شده‌اند که بخش بزرگی از فشارهای روزمره آن‌ها قابل مدیریت و حتی قابل پیشگیری بوده است. گاهی تنها چیزی که لازم است، نگاه تخصصی از بیرون است؛ نگاهی که بتواند آنچه در دل روابط و تعاملات روزمره پنهان شده را روشن کند. اگر احساس می‌کنید فضای کاری شما نیاز به چنین نگاهی دارد، یک گفت‌وگوی تخصصی می‌تواند نقطه شروع تغییر باشد.

برچسب ها: استرساسترس کاریروانشناسیروانشناسی صنعتی و سازمانیسازمانفرهنگ سازمانینسرین یوسفی
درباره یوسفی نسرین

از اونجایی که به "اثر پروانه‌ای" معتقدم و بنظرم هیچ اتفاقی در مسیر زندگیِ ما تصادفی نیست؛ تک‌تک تصمیم‌هایی که امروز می‌گیریم، به نحوی بر روند زندگی‌مون تاثیر می‌گذارن. مثلا یکی از تصمیم‌های خودِ من تو سال ۹۵ باعث تغییر اساسی شد، تا جایی که امروز، من، نسرین یوسفی در ابتدای ۲۸ سالگی، کاندید دکترای روانشناسی صنعتی و سازمانی دانشگاه اصفهان با شماره عضویت ۵۴۳۵۱ در سازمان نظام روانشناسی، هستم.

نوشته‌های بیشتر از یوسفی نسرین
قبلی نقش خستگی روانی در کاهش مسئولیت‌پذیری کارکنان
بعدی چرا تمرکز در محیط کار مدرن سخت شده است؟

پست های مرتبط

2 خرداد 1405

چرا مغز انسان برای چند وظیفگی ساخته نشده است؟

یوسفی نسرین
ادامه مطلب

31 اردیبهشت 1405

 هنرِ تمرکز در دنیای شلوغ امروز

یوسفی نسرین
ادامه مطلب

29 اردیبهشت 1405

مدیریت توجه: مهارت‌های سازمانی برای دنیای پرهیاهوی کار

یوسفی نسرین
ادامه مطلب

29 اردیبهشت 1405

 مدیریت توجه: مهارت‌های فردی برای دنیای پرهیاهوی کار

یوسفی نسرین
ادامه مطلب

29 اردیبهشت 1405

چرا تمرکز در محیط کار مدرن سخت شده است؟

یوسفی نسرین
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • خدمات
  • روانشناسی سازمانی
  • روانشناسی صنعتی
  • مقالات
نوشته‌های تازه
  • چرا مغز انسان برای چند وظیفگی ساخته نشده است؟
  •  هنرِ تمرکز در دنیای شلوغ امروز
  • مدیریت توجه: مهارت‌های سازمانی برای دنیای پرهیاهوی کار
  •  مدیریت توجه: مهارت‌های فردی برای دنیای پرهیاهوی کار
  • چرا تمرکز در محیط کار مدرن سخت شده است؟

نســــــرین یـــــــــــوسفی

دسترسی سریع
  • خدمات
  • درباره من
  • وبلاگ
  • مقالات
  • تماس با ما
دسته بندی ها
  • آزمون ها
  • دوره ها
  • مقالات علمی و پژوهشی
  • کتاب های من
شبکه های اجتماعی
Linkedin Telegram Envelope
لوگو نسرین یوسفی

خدمات

  • 4 نوشته

روانشناسی سازمانی

  • 1 نوشته

روانشناسی صنعتی

  • 3 نوشته

مقالات

  • 19 نوشته

خدمات

  • 16 دوره

خدمات

  • 16 دوره

خدمات

  • 16 دوره

خدمات

  • 16 دوره

خدمات

  • 16 دوره
Telegram Linkedin Envelope