نقش خستگی روانی در کاهش مسئولیتپذیری کارکنان
مقدمه
در سازمانهای امروزی، عملکرد کارکنان تنها به مهارتهای فنی و دانش تخصصی آنها بستگی ندارد و ضروری است که به وضعیت ذهنی، روحیات و خلقوخوی افراد هم توجه شود. یکی از مهمترین عواملی که میتواند عملکرد کارکنان را به شدت تحت تأثیر قرار دهد، «خستگی روانی» است. خستگی روانی حالتی است که در آن فرد به دلیل فشارهای ذهنی، استرسهای طولانیمدت، حجم بالای تصمیمگیریهای روزانه و درگیریهای ذهنی دچار کاهش انرژی و تمرکز میشود. با گذشت زمان، این وضعیت هم بر کیفیت انجام وظایف تأثیر میگذارد و هم میتواند مسئولیتپذیری کارکنان را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.
امروزه در بسیاری از سازمانها، با وجود اینکه کارکنان توانایی و تجربه کافی را دارند اما به مرور زمان نسبت به وظایف خود بیتفاوت میشوند، کارها را به تعویق میاندازند یا دقت لازم را هنگام انجام وظایف ندارند. در بسیاری از موارد، ریشه این رفتارها در بیتعهدی نیست بلکه در «خستگی روانی» پنهان شده است.

مفهوم خستگی روانی
خستگی روانی نوعی فرسودگی ذهنی است که بهدنبال فعالیتهای شناختی طولانیمدت یا فشارهای ذهنی مداوم ایجاد میشود. این نوع خستگی با خستگیهای جسمی تفاوت دارد. در خستگی جسمی، فرد احساس ضعف یا کاهش انرژی بدنی میکند، اما در خستگی روانی، ذهن فرد دچار کاهش تمرکز، کندی در تصمیمگیری و کاهش انگیزه میشود. خستگی روانی معمولاً زمانی ایجاد میشود که فرد برای زمانی طولانی در معرض شرایطی مانند حجم زیاد فعالیتهای فکری، فشار و محدودیتهای زمانی، مسئولیتهای سنگین شغلی، تعارضهای کار با ابعاد دیگر زندگی و استرس قرار داشته باشد. در چنین شرایطی مغز به تدریج توانایی پردازش مؤثر اطلاعات را از دست میدهد و فرد احساس میکند توانی برای ادامه فعالیتهای ذهنی با همان کیفیت قبلی را ندارد.
به عنوان مثال، یک کارمند واحد مالی را تصور کنید که مجبور است در پایان هر ماه حجم زیادی از گزارشهای مالی را در مدت زمان کوتاهی بررسی کند. این فرد ممکن است ساعتهای طولانیای را پشت میز کار بنشیند و به صورت مداوم با اعداد، تحلیلها و تصمیمگیریهای دقیق و پر استرس سروکار داشته باشد. پس از چند روز کار فشرده، ذهن او به شدت خسته میشود و احتمال بروز اشتباه افزایش پیدا میکند.
علائم خستگی روانی در محیط کار
خستگی روانی معمولاً با نشانههایی همراه است که اگر مدیران و کارکنان نسبت به آنها آگاهی داشته باشند، میتوانند سریعتر برای برطرف کردن آن راهحل پیدا کنند. برخی از مهمترین علائم خستگی روانی عبارتند از:
کاهش تمرکز، این افراد به سختی میتوانند برای ساعاتی طولانی روی یک کار تمرکز کنند. ذهن آنها بهطور دائم از موضوعی به موضوع دیگر پرش دارد و انجام کارهای ساده نیز برایشان دشوار میشود.
کاهش انگیزه، یکی از نشانههای رایج خستگی روانی در انجام کارها است. به این شکل که کارهایی که قبلاً برای فرد جذاب و حتی چالشبرانگیز بودهاند، اکنون بیمعنا یا خستهکننده به نظر میرسند.
افزایش اشتباهات، در زمانی که ذهن فرد خسته است، باعث میشود توانایی پردازش دقیق اطلاعات در وی کاهش پیدا کند. در نتیجه احتمال بروز اشتباه هنگام انجام وظایف افزایش مییابد.
بیحوصلگی و تحریکپذیری در کارکنانی که دچار خستگی روانی هستند، ممکن است باعث شود که زودتر عصبانی شوند یا نسبت به مسائل جزئی واکنشهای شدید و نامتناسب با آن موقعیت نشان دهند.
احساس شدید فرسودگی ذهنی که در این حالت فرد احساس میکند ظرفیت ذهن او «پر» و حتی لبریز شده است. به شکلی که دیگر توانی برای فکر کردن یا تصمیمگیری ندارد.
مسئولیتپذیری یکی از مهمترین ویژگیهای یک نیروی کار حرفهای است. فرد مسئولیتپذیر وظایف خود را جدی میگیرد، برای انجام آنها برنامهریزی میکند و در برابر نتایج کار خود پاسخگو است. اما زمانی که خستگی روانی افزایش پیدا میکند، این ویژگی به تدریج تضعیف میشود. خستگی روانی باعث میشود افراد تمایل کمتری برای پذیرش مسئولیتهای جدید داشته باشند و حتی در انجام وظایف فعلی خود نیز دقت و پیگیری لازم را نشان نمیدهند. این موضوع میتواند به شکلهای مختلفی در محیط کار ظاهر شود. مثلا کارکنانی که از نظر ذهنی خسته هستند، معمولاً انجام کارهای مهم را به تعویق میاندازند؛ زیرا این کارها معمولا نیاز به تمرکز و انرژی ذهنی زیادی دارد که در آن لحظه فرد در اختیار ندارند. کاهش کیفیت کار هم در شرایط خستگی روانی دیده میشود. به این شکل که افراد ممکن است وظایف خود را فقط برای «تمام شدن کار» انجام دهند. همچنین، تصمیمگیری نیازمند پردازش اطلاعات و تحلیل شرایط و وضعیت موجود است. فردی که دچار خستگی روانی شده ممکن است تلاش کند که تا حد امکان از تصمیمگیریهای مهم اجتناب کند. کاهش احساس تعلق به کار هم در نتیجهی خستگی روانی ایجاد میشود و میتواند باعث شود فرد احساس کند کار او بیارزش و بیمعناست، در نتیجه تعهد او نسبت به سازمان کاهش پیدا میکند.
نمونههایی واقعی از تأثیر خستگی روانی در سازمانهای مختلف

در واحد پشتیبانی مشتریان در یک شرکت ارائه دهنده خدمات، کارکنان بخش پشتیبانی به طور روزانه با تعداد زیادی تماس از سوی مشتریان ناراضی روبهرو هستند. بسیاری از این تماسها شامل شکایت از محصول یا مشکلات فنی است. پس از مدتی، علائم ناامیدی و کاهش انگیزه برای ادامهی کار در این کارکنان مشاهده شد. بعد از انجام بررسیهای لازم و مصاحبه با کارکنان و مدیران، متوجه شدیم که فعالیت پیوسته در ارتباط با شنیدن شکایت مشتریها باعث خستگی روانی در این کارکنان شده بود. در نتیجه، باعث میشد که احساس ناتوانی کنند، پاسخهای سطحی به تماسها بدهند، مشکلات مشتریان را به درستی پیگیری نکنند و حتی مسئولیت حل مسئله را به بخشهای دیگر منتقل کنند. در نهایت، به طور هم زمان بر روی رفع نواقص فنی محصول، کاهش مدت زمان شیفتهای مربوط به واحد پشتیبانی و ارائهی خدمات روانشناختی و رفاهی به این کارکنان اقداماتی انجام شد تا دوباره بازدهی آنها افزایش یابد.
تجربهی بعدی در یک شرکت برنامهنویسی مشاهده شد. برنامهنویسان معمولاً با مسائل پیچیده فکری سروکار دارند. زمانی که تحویل پروژهها با فشار زمانی شدید همراه باشند، اعضای تیم ممکن است ساعتهای طولانی کار کنند تا پروژهی نهایی را به موقع تحویل دهند. در چنین شرایطی کمکم علائم مربوط به خستگی روانی دیده میشود. در این گروه شغلی، خستگی روانی باعث میشود برخی از اعضای تیم در بررسی دقیق کدها با مشکل مواجه شوند و یا رفع مشکلات را به زمان دیگری موکول کنند. در نتیجه هم کارها به موقع انجام نمیشدند و هم کیفیت نهایی به شدت کاهش مییافت. در این شرکت بعد از انجام بررسیهای لازم، زمان بندیهای جدیدی برای انجام پروژه ها ارائه شد تا بخش عمدهی مسئولیتها در روزهای ابتدایی انجام شود و بار استرس در روزهای نهایی تحویل پروژه کاهش یابد.
عوامل ایجاد خستگی روانی در سازمانها
چند عامل مهم در محیطهای کاری میتوانند باعث افزایش خستگی روانی کارکنان شوند:
حجم کاری بیش از حد
وقتی کارکنان مجبور باشند در زمان کوتاه حجم زیادی از کارها را انجام دهند، احتمال خستگی روانی افزایش پیدا میکند.
نبود استراحت کافی
کار مداوم و بدون وقفههای کوتاه میتواند باعث فشار شدید بر ذهن کارکنان شود.
ابهام در وظایف
اگر کارکنان دقیقاً ندانند چه انتظاری از آنها وجود دارد، مجبور میشوند انرژی ذهنی زیادی برای درک وظایف خود صرف کنند.
فشار زمانی شدید
زمانی که کارکنان دائماً با ضربالاجلهای کوتاه مواجه هستند، استرس ذهنی آنها افزایش مییابد.
محیط کاری پراسترس، تعارضهای سازمانی، مدیریت نامناسب یا نبود حمایت از کارکنان نیز میتواند علائم مربوط به خستگی روانی را تشدید کند.

راهکارهای کاهش خستگی روانی در محیط کار
برای جلوگیری از کاهش مسئولیتپذیری کارکنان، سازمانها باید به مدیریت خستگی روانی توجه ویژهای داشته باشند.
مدیران باید حجم وظایف کارکنان را به گونهای تنظیم کنند که با توان ذهنی آنها هماهنگ باشد.
ایجاد زمانهای استراحت و وقفههای کوتاه در طول روز کاری میتواند به بازیابی انرژی ذهنی کمک قابلتوجهی کند.
زمانیکه کارکنان دقیقاً بدانند چه کاری باید انجام دهند و وظایف شغلی بهطور واضح مشخص باشد، فشار ذهنی آنها کاهش پیدا میکند.
حمایت روانی از کارکنان توسط مدیرانی که با کارکنان خود ارتباط مؤثر دارند و به مشکلات آنها توجه میکنند، میتوانند از بروز خستگی شدید جلوگیری کنند.
تقویت فرهنگ تعادل بین کار و زندگی در سازمانهایی که به تعادل بین زندگی شخصی و کاری اهمیت میدهند، معمولاً کارکنانی با انرژی و مسئولیتپذیری بیشتر دارد.
جمعبندی
خستگی روانی یکی از چالشهای مهم در محیطهای کاری مدرن است که میتواند تأثیر مستقیمی بر عملکرد و مسئولیتپذیری کارکنان داشته باشد. زمانی که فشارهای ذهنی برای مدت طولانی ادامه پیدا میکند، توانایی تمرکز، تصمیمگیری و انگیزه افراد کاهش مییابد و این موضوع در نهایت کیفیت کار و تعهد سازمانی را تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین سازمانها باید به سلامت روان کارکنان خود به اندازه بهرهوری و عملکرد توجه کنند. ایجاد محیط کاری متعادل، مدیریت صحیح حجم کار و فراهم کردن فرصتهای استراحت و حمایت روانی میتواند نقش مهمی در کاهش خستگی ذهنی و افزایش مسئولیتپذیری کارکنان ایفا کند. در نهایت، سازمانهایی که به این موضوع توجه میکنند هم کارکنان رضایتمندتری خواهند داشت و هم از نظر عملکرد و موفقیت بلندمدت نتایج بهتری را کسب خواهند کرد.
درباره یوسفی نسرین
از اونجایی که به "اثر پروانهای" معتقدم و بنظرم هیچ اتفاقی در مسیر زندگیِ ما تصادفی نیست؛ تکتک تصمیمهایی که امروز میگیریم، به نحوی بر روند زندگیمون تاثیر میگذارن. مثلا یکی از تصمیمهای خودِ من تو سال ۹۵ باعث تغییر اساسی شد، تا جایی که امروز، من، نسرین یوسفی در ابتدای ۲۸ سالگی، کاندید دکترای روانشناسی صنعتی و سازمانی دانشگاه اصفهان با شماره عضویت ۵۴۳۵۱ در سازمان نظام روانشناسی، هستم.
نوشتههای بیشتر از یوسفی نسرینپست های مرتبط
31 اردیبهشت 1405
29 اردیبهشت 1405
29 اردیبهشت 1405
29 اردیبهشت 1405
دیدگاهتان را بنویسید