نسرین یوسفی
جستجو برای:
  • خدمات
  • درباره من
  • وبلاگ
  • مقالات
  • رویدادها
  • تماس با ما
  • حساب کاربری
لوگو نسرین یوسفی
  • خدمات
  • درباره من
  • وبلاگ
  • مقالات
  • رویدادها
  • تماس با ما
  • حساب کاربری
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید

وبلاگ

نسرین یوسفی > وبلاگ > مقالات >  مدیریت توجه: مهارت‌های فردی برای دنیای پرهیاهوی کار

 مدیریت توجه: مهارت‌های فردی برای دنیای پرهیاهوی کار

29 اردیبهشت 1405
ارسال شده توسط یوسفی نسرین
مقالات

در سال‌های اخیر، در جلسات مشاوره‌ای با مدیران و کارمندان شرکت‌های مختلف، یک شکایت بیش از بقیه تکرار شده است: «وقت کم می‌آورم.» اما وقتی دقیق‌تر بررسی می‌کنیم، اغلب مشکل کمبود زمان نیست؛ مشکل پراکندگی توجه است. شما می‌توانید هشت ساعت در دفتر باشید، اما اگر توجهتان مدام بین ایمیل، پیام‌رسان، جلسات ناگهانی و مرور اینترنت تقسیم شود، خروجی واقعی شما شاید کمتر از دو ساعت کار عمیق باشد. مدیریت توجه یعنی توانایی تصمیم‌گیریِ آگاهانه درباره‌ی این که «ذهنم به چه چیزی مشغول شود، چه چیزی را نادیده بگیرد و چه زمانی میان این دو جابه­جا شود.» این مهارت هم در سطح فردی قابل یادگیری و تمرین است و هم در سطح سازمانی نیازمند طراحی ساختار و فرهنگ است. در ادامه، هر دو سطح را با جزئیات کاربردی بررسی می­ کنیم.

۱. تشخیص محرک‌های از بین برنده ­ی توجه

اولین گام برای مدیریت توجه این است که بفهمید دقیقاً چه چیزی و تحت چه شرایطی حواس شما را پرت می‌کند. بسیاری از افراد فکر می‌کنند «حواس‌پرتی» یک اتفاق تصادفی و بیرونی است، اما تحقیقات نشان می‌دهد که بیش از نیمی از انحراف‌های توجه ریشه در عادت‌های درونی و الگوهای رفتاری تکرارشونده دارند. برای مثال، شاید هنگام شروع یک کار سخت، ناخودآگانه گوشی را برمی‌دارید تا از فشار ذهنی فرار کنید؛ این یک محرک درونی مبتنی بر «اجتناب از ناراحتیِ شروع» است. یا شاید هر بار که نوتیفیکیشن پیامی را می‌بینید، بلافاصله واردش می‌شوید، حتی اگر کار مهمی در دست داشته باشید؛ این یک عادت شرطی‌شده است.

در این شرایط، کاری که باید انجام دهید این است: به مدت سه روز، یک برگه یا فایل ساده باز کنید و هر بار که متوجه شدید حواستان پرت شده، سه نکته را یادداشت کنید: اول این که در آن لحظه چه کاری انجام می‌دادید؟، دوم این که دقیقاً چه چیزی باعث قطع توجه شد؟، و سوم این که در آن لحظه چه احساسی داشتید (اضطراب، خستگی، بی‌حوصلگی یا عجله)؟ بعد از سه روز، برگه را مرور کنید. الگوها را پیدا کنید. متوجه می‌شوید که حواستان نه تصادفی و نه بی‌علت پرت می‌شود. سپس فقط دو الگوی پرتکرار را انتخاب کنید و برای آن‌ها راهکار بگذارید؛ همزمان تغییر همه چیز ممکن نیست و باعث خستگی می‌شود.


۲. طراحی شیوه­ی برنامه ­ریزی مغز برای تمرکز

یکی از اشتباهات رایج این است که افراد با خود می‌گویند «باید بیشتر تمرکز کنم» یا «از فردا حواسم را جمع می‌کنم». این جملات به قدری کلی هستند که مغز نمی‌تواند آن‌ها را به دستورالعمل تبدیل کند. راه حل علمی این است که از «نیت اجرایی» استفاده کنید؛ یعنی یک جمله‌ی شرطی و مشخص به این شکل: «اگر وضعیت X پیش آمد، من عمل Y را انجام می‌دهم.» این تکنیک در ده‌ها مطالعه‌ی روان‌شناسی نشان داده که احتمال پیگیری رفتار هدف را دو تا سه برابر افزایش می‌دهد.

برای اجرای این کار، سه سناریوی پرتکرار خود را در نظر بگیرید و برای هر کدام یک جمله‌ی «اگر-آنگاه» بنویسید. مثلاً اگر در وسط کار سنگین هوس کردید سراغ اینستاگرام بروید، آنگاه ده ثانیه عمیق نفس می‌کشید و بعد به کارتان برمی‌گردید. یا اگر همکاری ناگهان پشت میزتان آمد، آنگاه می‌گویید «الان دقیقاً وسط یک کار مهم هستم، یک ربع دیگر پیشت می‌آیم» و همان لحظه زمان را در تقویم ثبت می‌کنید. یا اگر در حین کار یاد کاری دیگر افتادید، آنگاه آن را در برگه یا فایل «بعداً» می‌نویسید و بدون اقدام روی آن، به کار اصلی برمی‌گردید.


۳. تک‌وظیفگی واقعی به جای چندوظیفگی ظاهری

باور عمومی این است که افرادی که همزمان چند کار انجام می‌دهند، بازده بیشتری دارند. اما پژوهش‌های علوم اعصاب شناختی نشان می‌دهد که مغز انسان برای پردازش همزمان دو کار شناختیِ پیچیده طراحی نشده است. آنچه «چندوظیفگی» به نظر می‌رسد، در واقع «جابه­جایی سریع بین وظایف» است و هر بار که از یک کار به کار دیگر می‌پرید، بین ۵ تا ۲۵ دقیقه طول می‌کشد تا دوباره به عمق تمرکز اولیه برگردید. هزینه‌ی پنهان این جابه­جایی‌ها کاهش کیفیت، افزایش خطا و خستگی ذهنی زودرس است.
برای عملی کردن تک‌وظیفگی، ابتدا کارهایتان را به دو دسته‌ی «سنگین» (نوشتن، تحلیل، تصمیم‌گیری، طراحی، برنامه‌نویسی، مطالعه) و «سبک» (پاسخ‌های کوتاه، هماهنگی، امور دفتری) تقسیم کنید. قانون بگذارید که در یک بازه‌ی زمانی معین فقط یک کار شناختی سنگین را انجام دهید. برای شروع، تکنیک پومودورو را با تنظیم ۴۵ دقیقه کار متمرکز و ۱۰ دقیقه استراحت اجرا کنید؛

اگر تازه‌کار هستید، ۲۵ دقیقه کار و ۵ دقیقه استراحت کافی است. در زمان استراحت، سراغ کار سنگین دیگر نروید. بلند شوید، قدم بزنید، آب بخورید یا حرکات کششی انجام دهید. استراحت واقعی یعنی تخلیه‌ی بار شناختی، نه اینکه صرفا نوع بار را تعویض کنید.


۴. دریچه‌های ورودی به ذهن را کنترل کنید

ذهن انسان مانند یک اتاق است. اگر درِ اتاق مدام باز باشد و هرکس هر چیزی را داخل آن بیندازد، هیچ وقت نمی‌توانید روی یک چیز خاص متمرکز بمانید. ورودی‌های دیجیتال (نوتیفیکیشن، ایمیل، پیام‌رسان‌ها، نوتیفیکیشن‌های خبری) دقیقاً همین نقش را دارند. هر نوتیفیکیشن یک فرمان قطعی برای منحرف کردن توجه است. اما نکته این است که ما خودمان به این سیستم‌ها اجازه داده‌ایم که توجه ما را مدیریت کنند. پس باید این قدرت را پس بگیریم.

کاری که باید انجام دهید: اول، همه‌ی نوتیفیکیشن‌های غیرضروری را خاموش کنید. فقط نوتیفیکیشن تماس تلفنی را روشن بگذارید. دوم، برای چک کردن پیام‌رسان‌ها و ایمیل، دو تا چهار زمان مشخص در روز مثلاً ۱۰:۳۰ صبح و ۱۶ عصر تعیین کنید. در این زمان‌ها، پیام‌ها را به روش سه‌مرحله‌ای پردازش کنید: پیام‌هایی که نیازی به پاسخ ندارند حذف شوند، پیام‌هایی که پاسخ‌شان کمتر از دو دقیقه است همان لحظه پاسخ داده شوند و پیام‌هایی که نیاز به کار و زمان دارند به یک «تسک» با زمان مشخص تبدیل و در تقویم یا سیستم مدیریت کار ثبت شوند. این روش ساده جلوی این را می‌گیرد که هر ایمیل یا پیام تبدیل به یک مأموریت ناگهانی شود.

۵. شفاف‌سازی خروجی کار، قبل از شروع کردن آن

یکی از دلایل اصلی سر خوردن ذهن به سمت حواس‌پرتی، مشخص نبودن «نقطه‌ی پایان» کار است. وقتی ذهن نداند دقیقاً چه چیزی باید تولید کند، به سمت کارهای آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر می‌رود. وضوح خروجی یعنی قبل از شروع هر بلوک کاری، بدانید در پایان آن بلوک چه چیزی باید وجود داشته باشد که الان وجود ندارد.

روش کار: قبل از شروع هر جلسه‌ی کاری عمیق، این جمله را کامل کنید: «تا ۴۵ دقیقه دیگر باید یک خروجی قابل مشاهده داشته باشم که عبارت است از…» مثال: یک پاراگراف از گزارش، یک نمودار داده، یک ایمیل پیش‌نویسی‌شده، سه تصمیم نهایی شده، یا یک لیست خریداری‌شده از منابع مورد نیاز، تهیه شوند. خروجی باید به اندازه‌ای عینی باشد که بتوانید در پایان بلوک به خودتان بگویید «بله، این را تحویل دارم» یا «نه، تمام نشد.» این کار ساده، جهت ذهن را از «انجام کار» به «تولید خروجی» تغییر می‌دهد و انحراف از هدف را کاهش می‌دهد.


۶. مدیریت انرژی به جای مدیریت صرفِ زمان

یک حقیقت ناراحت‌کننده این است که شما می‌توانید سه ساعت پشت میز بنشینید، اما اگر کیفیت انرژی ذهنی‌تان پایین باشد، به‌اندازه‌ی نیم ساعت کار باکیفیت خروجی ندارید. توجه یک تابع از انرژی است. خواب ناکافی، تغذیه‌ی نامناسب، کم‌تحرکی و فشار روانی زیاد، ظرفیت توجه را کاهش می‌دهند. بسیاری از افرادی که احساس می‌کنند نمی‌توانند تمرکز کنند، در واقع ظرف زیستی و ذهنی‌شان را نادیده گرفته‌اند.

اقدام عملی: ابتدا، دو بازه‌ی طلایی در روزتان پیدا کنید (معمولاً ۹۰ تا ۱۲۰ دقیقه بعد از ۲ تا ۳ ساعت بیداری و یکی دیگر حدود ۴ تا ۶ ساعت بعد) و کارهای شناختی سنگین را در این بازه‌ها قرار دهید. دوم، بین بلوک‌های کاری، یک «وقفه کوتاه» اجرا کنید: دو دقیقه تنفس عمیق با ریتم دم ۴ ثانیه و بازدم ۶ ثانیه، و یک دقیقه حرکات کششی گردن و شانه را انجام دهید. این وقفه بار شناختی باقی‌مانده را تخلیه می‌کند. سوم، اگر بعدازظهر دچار افت انرژی می‌شوید، به جای قهوه‌ی دوم یا نوشیدنی انرژی‌زا، ده دقیقه پیاده‌روی کنید. برای بسیاری از افراد، حرکت آرام و ملایم گردش خون مغز را بهبود می‌دهد و تأثیر پایدارتری نسبت به کافئین دارد.



۷. مهار هیجان‌های مزاحم تمرکز

گاهی حواس‌پرتی از بیرون نیست، از درون است. شما پشت سیستم نشسته‌اید، هیچ نوتیفیکیشنی هم نیامده، اما ذهن‌تان مدام می‌رود سمت نگرانی‌های مالی، خستگی از یک پروژه، یا ترس از این که نتیجه‌ی کارتان کافی نباشد. کمال‌گرایی، اضطراب و بی‌حوصلگی سه هیجان اصلی‌اند که تمرکز را می‌دزدند. ذهن برای فرار از این هیجان‌های ناخوشایند، به کارهای ساده و بی‌خطر مانند چک کردن شبکه‌های اجتماعی، مرتب کردن میز یا گشت‌وگذار در اینترنت پناه می­برد.

راهکار عملی: اولین تکنیک «پذیرش و برچسب‌گذاری» است. وقتی احساس نگرانی یا بی‌حوصلگی به سراغتان آمد، فقط نام آن را بگویید: «الان اضطراب دارم» یا «الان حوصله‌ی این کار را ندارم.» همین کار ساده از درگیر شدن ذهن با هیجان جلوگیری می‌کند و شدت آن را کم می‌کند. تکنیک دوم، «نسخه‌ی بد اما کامل» است: هدف را این بگذارید که در ۲۵ دقیقه یک نسخه‌ی ۶۰ درصدی از کار را تحویل دهید و نسخه‌ی عالی لازم نیست. کمال‌گرایی قفل شروع را می‌زند؛ نسخه‌ی ناقص اما موجود، این قفل را می‌شکند. تکنیک سوم برای افکار مزاحم تکراری: آن را در یک کاغذ بنویسید و برایش یک «زمان نگرانی» مثلاً ساعت ۱۸ امروز تعیین کنید. این کار به ذهن پیام می‌دهد که موضوع نادیده گرفته نشده و در زمان مشخص به آن رسیدگی می‌شود، پس فعلاً می‌تواند رها شود.


۸. نه گفتن بدون احساس گناه

این مهارت شاید از همه‌ی مهارت‌های قبلی مهم‌تر باشد، چون مستقیماً به ارتباطات بین‌فردی مربوط می‌شود. اگر نتوانید از توجه خود مرزبانی کنید، دیگران برنامه‌ی ذهنی شما را می‌نویسند. یک درخواست ناگهانی، یک جلسه‌ی بی‌هدف، یا یک تماس غیرضروری می‌تواند یک بلوک تمرکز را نابود کند. اما بسیاری از افراد به خاطر ترس از بی‌ادبی یا از دست دادن فرصت، نمی‌توانند «نه» بگویند.

برای این کار، نیازی به نه گفتن خشن ندارید. کافی است چند جمله‌ی آماده داشته باشید که به صورت حرفه‌ای مرز ایجاد کنند. مثلاً: «الان تا ساعت ۱۱ روی یک گزارش کار می‌کنم. اگر کارتان فوری نیست، ۱۱:۱۵ پیش شما می‌آیم. اگر فوری است، لطفاً بگوید چه اولویتی دارد.» یا: «الان ظرفیت ذهنی برای این کار را ندارم. می‌توانم فردا ساعت ۹ صبح یا ۱۴ بعدازظهر وقت بگذارم؛ کدام مناسب شماست؟» یا: «برای این که دقیق و سریع انجام شود، لطفاً درخواست را در یک پیام با سه بخش بنویسید: هدف، ضرب‌العجل و اطلاعات موردنیاز.» این جملات به طرف مقابل احساس طردشدگی نمی‌دهند و در عین حال مرز را حفظ می‌کنند.

۹. طراحی محیط برای تمرکز

اراده مثل یک ماهیچه است و خسته می‌شود. اگر برای تمرکز کردن مجبور باشید هر لحظه با میل به حواس‌پرتی بجنگید، تا ظهر انرژی اراده‌تان تمام می‌شود. راه هوشمندانه‌تر این است که محیط را طوری طراحی کنید که تمرکز «پیش‌فرض» باشد و حواس‌پرتی نیاز به تلاش داشته باشد. این یعنی هزینه‌ی دسترسی به حواس‌پرتی را افزایش دهید و هزینه‌ی دسترسی به کار را کاهش دهید.

اقدام عملی: روی میز کار، فقط ابزارهای مربوط به همان کار فعلی را بگذارید. لپ‌تاپ را با صفحه‌ی تمیز و فقط یک پنجره‌ی باز نگه دارید. گوشی موبایل را از میدان دید خارج کنید یا در کشوی میز یا کیف بگذارید. اگر در محیط باز یا اشتراکی کار می‌کنید، از نشانه‌ی فیزیکی استفاده کنید: یک هدفون بزرگ روی گوش (حتی بدون موسیقی)، یا یک تابلوی کوچک روی میز که بنویسد «روی پروژه‌ی X متمرکزم، تا ۴۵ دقیقه بعد برمی‌گردم.» این نشانه‌ها هم به خودتان یادآوری می‌کند و هم به دیگران علامت می‌دهد که مزاحم نشوند. برای کار عمیق، موسیقی با کلام را حذف کنید؛ نویز سفید، صداهای طبیعت یا سکوت بهترین گزینه‌ها هستند.


۱۰. مرور روزانه و اصلاح تدریجی سیستم

مدیریت توجه یک مجموعه فعالیت است. بدون مرور و تنظیم دوره‌ای، به‌تدریج الگوهای قدیمی برمی‌گردند. نیاز نیست مرور طولانی و پیچیده‌ای باشد. یک بررسی ۵ دقیقه‌ای در پایان هر روز کاری کافی است. در این ۵ دقیقه، سه سوال از خود بپرسید و پاسخ کوتاه را یادداشت کنید: «امروز کدام محرک بیش از همه توجه مرا بلعید؟» «فردا یک تغییر کوچک که می‌توانم ایجاد کنم چیست؟» (مثلاً خاموش کردن یک اعلان خاص، جابجایی یک جلسه، یا تعیین یک زمان مشخص برای پیام‌ها) «فردا دو بلوک تمرکز ۳۰ تا ۴۵ دقیقه‌ای را در چه ساعتی می‌گذارم؟» با این مرور ساده، هر روز سیستم خود را یک قدم بهتر می‌کنید و از انباشت عادت‌های بد جلوگیری می‌نمایید.

جمع ­بندی

مدیریت توجه در سطح فردی، بیش از آنکه به معنای «بیشتر کار کردن» باشد، به معنای «هوشمندانه‌تر محافظت کردن از ظرفیت‌های ذهنی» است. در دنیای امروز، توجه شما ارزشمندترین دارایی شماست؛ دارایی‌ای که مدام توسط محرک‌های محیطی و عادات خودساخته در حال فرسایش است. پیاده‌سازی گام‌به‌گامِ این مهارت‌ها، نه تنها خروجی حرفه‌ای شما را ارتقا می‌دهد، بلکه سطح اضطراب روزانه‌تان را به‌طرز چشمگیری کاهش داده و به شما کمک می‌کند تا در پایان هر روز کاری، به جای احساس فرسودگی، حس رضایت از «به سرانجام رساندنِ کارهای ارزشمند» را تجربه کنید.

البته باید واقع‌بین بود؛ تبدیل این تکنیک‌ها به عادت‌های پایدار، گاهی نیازمند عبور از الگوهای رفتاری قدیمی است که سال‌ها در سیستم عصبی ما تثبیت شده‌اند. بسیاری از افرادِ موفق در مسیر ارتقای مهارت‌های ذهنی خود، با همراهی یک متخصص و تحلیل دقیق و تخصصی از وضعیتِ فعلی‌شان شروع می‌کنند تا نقاط کورِ توجه‌شان را شناسایی کنند.  در نهایت، تمرکز یک مهارت اکتسابی است که با طراحی درستِ روتین‌های روزانه به دست می‌آید، اما اگر در نقطه‌ای از این مسیر احساس کردید که برای طراحیِ سیستمی شخصی‌سازی‌شده و پایدار نیاز به هم‌فکری دارید تا بتوانید سریع‌تر و اصولی‌تر به این تمرکز عمیق دست یابید، می‌توانید روی همراهی‌های تخصصی حساب باز کنید.

برچسب ها: توجهروانشناسیروانشناسی صنعتی و سازمانیفرسودگی شغلیفرهنگ سازمانیمدیریت زمان
درباره یوسفی نسرین

از اونجایی که به "اثر پروانه‌ای" معتقدم و بنظرم هیچ اتفاقی در مسیر زندگیِ ما تصادفی نیست؛ تک‌تک تصمیم‌هایی که امروز می‌گیریم، به نحوی بر روند زندگی‌مون تاثیر می‌گذارن. مثلا یکی از تصمیم‌های خودِ من تو سال ۹۵ باعث تغییر اساسی شد، تا جایی که امروز، من، نسرین یوسفی در ابتدای ۲۸ سالگی، کاندید دکترای روانشناسی صنعتی و سازمانی دانشگاه اصفهان با شماره عضویت ۵۴۳۵۱ در سازمان نظام روانشناسی، هستم.

نوشته‌های بیشتر از یوسفی نسرین
قبلی چرا تمرکز در محیط کار مدرن سخت شده است؟
بعدی مدیریت توجه: مهارت‌های سازمانی برای دنیای پرهیاهوی کار

پست های مرتبط

2 خرداد 1405

چرا مغز انسان برای چند وظیفگی ساخته نشده است؟

یوسفی نسرین
ادامه مطلب

31 اردیبهشت 1405

 هنرِ تمرکز در دنیای شلوغ امروز

یوسفی نسرین
ادامه مطلب

29 اردیبهشت 1405

مدیریت توجه: مهارت‌های سازمانی برای دنیای پرهیاهوی کار

یوسفی نسرین
ادامه مطلب

29 اردیبهشت 1405

چرا تمرکز در محیط کار مدرن سخت شده است؟

یوسفی نسرین
ادامه مطلب

28 اردیبهشت 1405

استرس دست‌دوم در محیط کار

یوسفی نسرین
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • خدمات
  • روانشناسی سازمانی
  • روانشناسی صنعتی
  • مقالات
نوشته‌های تازه
  • چرا مغز انسان برای چند وظیفگی ساخته نشده است؟
  •  هنرِ تمرکز در دنیای شلوغ امروز
  • مدیریت توجه: مهارت‌های سازمانی برای دنیای پرهیاهوی کار
  •  مدیریت توجه: مهارت‌های فردی برای دنیای پرهیاهوی کار
  • چرا تمرکز در محیط کار مدرن سخت شده است؟

نســــــرین یـــــــــــوسفی

دسترسی سریع
  • خدمات
  • درباره من
  • وبلاگ
  • مقالات
  • تماس با ما
دسته بندی ها
  • آزمون ها
  • دوره ها
  • مقالات علمی و پژوهشی
  • کتاب های من
شبکه های اجتماعی
Linkedin Telegram Envelope
لوگو نسرین یوسفی

خدمات

  • 4 نوشته

روانشناسی سازمانی

  • 1 نوشته

روانشناسی صنعتی

  • 3 نوشته

مقالات

  • 19 نوشته

خدمات

  • 16 دوره

خدمات

  • 16 دوره

خدمات

  • 16 دوره

خدمات

  • 16 دوره

خدمات

  • 16 دوره
Telegram Linkedin Envelope